تبلیغات
زندگی زیباست اما... - تحریفات عاشورا
 
زندگی زیباست اما...
فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ...
درباره وبلاگ


بنگر حیرت عقل را و جرأت عشق را ،

بگذار عاقلان ما را به ماندن بخوانند

راحلان طریق می دانند که ماندن نیز در رفتن است.

«شهید آوینی»

مدیر وبلاگ : سفــــــــیــــــر
نظرسنجی
برای سلامتی و تعجیل در ظهورامام زمان(عج)











شنبه 12 آذر 1390 :: نویسنده : سفــــــــیــــــر
تحریفات عاشورا

تحریفات عاشورا

تحریف از ماده حرف است و به معنی منحرف کردن و کج کردن یک چیز از مسیر و مجرای اصلی است. برخی از داستان‌هایی که به دروغ به زندگی سیدالشهدا (ع) نسبت می‌دهند، عبارتنداز:
1- داستان عروسی قاسم (ع) که ظاهراً خیلی مستحدث است و از زمان قاجاریه تجاوز نمی‌کند. ( از زمان ملاحسین کاشفی )
2- داستان فاطمه صغری (ع) در مدینه و خبر دادن مرغ بر او.
3- داستان دختر یهودی که فلج بود و قطره‌ای از خون اباعبدالله به وسیله یک مرغ به بدنش چکید و بهبود یافت.
4- حضور لیلا در کربلا و امر حضرت (ع) به او برود در یک خیمه جداگانه موی خود را پریشان کن.
5- داستان طفلی از ابی عبدالله که در شام از دنیا رفت و بهانه پدر می‌گرفت و سر پدر را آوردند و همان‌جا وفات یافت.
6- بازگشت اسرا به کربلا در اربعین و ملاقات امام سجاد (ع) با جابر. ( اما اینکه جابر مزار پاک سیدالشهدا(ع) را زیارت کرده است، صحت دارد. )
7- هشتصد هزار نفر بودن لشکر عمرسعد بلکه یک میلیون و ششصدهزار نفر و هفتاد و دو ساعت بودن روز عاشورا _ با یک حمله ده هزار نفر را کشتن س هجده گز بودن نیزه‌ی هاشم مرقان و ...
8- داستان طفلی که در حین اسارت گردنش را بسته بودند و سوار می‌کشید تا طفل خفه شد.
9- حضرت زینب (س) در حالت احتضار آمد به بالین امام (ع) فرمقها بطرفه فقال لها اخوه ارجعی الی الخیمه ... ( پس حضرت با گوشه‌ی چشم به وی نگاهی انداخت و فرمود: به خیمه بازگرد که دلم را شکستی و غمم را افزودی.)
10- امام چند بار به دشمن حمله کرد و هر نوبت ده هزار نفر را کشت.
11- داستان اباعبدالله هنگام رفتن به میدان جنگ و طلب کردن اسب سواری و این‌که کسی نبوده برای ایشان اسب را بیاورد و حضرت زینب (س) آن را می‌آورد.
12- داستان حضور حضرت زینب در قتلگاه: می‌گویند تا امام را دید که در حال جان دادن است، خود را به روی بدن امام (ع) انداخت و گفت: تو برادر منی، تو امید مایی، تو پناه مایی، تو پشتیبان مایی ...
13- بوسیدن گلوی حضرت (ع) توسط زینب (س) قبل از اعزام به میدان جنگ و این‌که زینب (س) ذکر می‌کند که مادرم وصیت کرد به من.

منبع : حماسه حسینی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 18 شهریور 1396 03:47 ق.ظ
It's impressive that you are getting thoughts from this post as well as from our dialogue made at this time.
پنجشنبه 16 شهریور 1396 02:47 ق.ظ
Wonderful, what a web site it is! This blog presents helpful information to us, keep
it up.
شنبه 7 مرداد 1396 01:56 ق.ظ
Do you mind if I quote a few of your articles as long as I
provide credit and sources back to your webpage?
My blog site is in the very same niche as yours and my users
would really benefit from a lot of the information you provide here.

Please let me know if this alright with you. Thanks a lot!
جمعه 6 مرداد 1396 11:17 ب.ظ
Hi, I think your blog might be having browser compatibility issues.

When I look at your blog in Ie, it looks fine but when opening in Internet
Explorer, it has some overlapping. I just wanted to give you a quick heads up!
Other then that, wonderful blog!
جمعه 6 مرداد 1396 07:58 ق.ظ
Hey! Someone in my Myspace group shared this website with
us so I came to give it a look. I'm definitely loving the information. I'm book-marking and will be tweeting this
to my followers! Exceptional blog and brilliant design and style.
جمعه 30 تیر 1396 02:04 ب.ظ
It's the best time to make some plans for the future and it
is time to be happy. I have read this post and if I could I
wish to suggest you some interesting things or suggestions.
Maybe you could write next articles referring to this article.
I desire to read even more things about it!
یکشنبه 25 تیر 1396 11:44 ب.ظ
Today, I went to the beachfront with my kids. I found a sea
shell and gave it to my 4 year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear."
She placed the shell to her ear and screamed. There was a hermit crab inside and it pinched her ear.
She never wants to go back! LoL I know this is entirely off topic
but I had to tell someone!
شنبه 24 تیر 1396 12:02 ب.ظ
It is the best time to make a few plans for the long run and it is
time to be happy. I have read this submit and if I could I wish to recommend
you some fascinating issues or advice. Maybe
you could write subsequent articles regarding this article.
I want to learn more issues approximately it!
سه شنبه 6 تیر 1396 12:50 ب.ظ
Hi there i am kavin, its my first time to commenting
anyplace, when i read this article i thought i could also create
comment due to this brilliant paragraph.
سه شنبه 2 خرداد 1396 10:15 ب.ظ
Stunning quest there. What happened after? Take care!
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 09:46 ق.ظ
I got this site from my buddy who told me about this web
page and now this time I am visiting this web
page and reading very informative posts at this
time.
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 07:32 ب.ظ
Good post but I was wanting to know if you could write a litte more on this
topic? I'd be very thankful if you could elaborate a little bit further.
Thanks!
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 05:29 ب.ظ
It's really very complicated in this busy life to listen news on TV, therefore I just use web for
that reason, and take the latest news.
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 10:00 ق.ظ
Its like you learn my mind! You appear to grasp so much approximately this, such as
you wrote the guide in it or something. I feel that you just can do with some percent to pressure the message house a little bit,
but other than that, this is excellent blog. An excellent read.
I'll definitely be back.
پنجشنبه 31 فروردین 1396 03:14 ق.ظ
My brother recommended I might like this blog. He was totally right.

This post truly made my day. You can not imagine just how much time I had spent
for this info! Thanks!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


دریافت کد موزیک